نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۶ کوهی

کوهی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ختم قرآن خدا هست از این رو برناس

زانکه تعبیر کلامش ز ازل کرد نیاس

مصحف حضرت حق را تو معبر باشی

گر دلت جمع کنی از غم و شر وسواس

کرد تعلیم خدا اعلم لدنی جان را

بی سیاهی دوات و قلم و بی قرطاس

علم توحید بدان علم نظر می باشد

که جز او هیچ نه بینی تو بادراک و قیاس

وقت آن شد که بجان از دو جهان فرد شوی

بدردل به نشینی همه عمر بپاس

بخوری آب حیاتی که ز جان شد جاری

تا شوی زنده جاوید بخضر و الیاس

تاج شاهی مطلب بنده درویشی باش

کوهیا شکر کن و شاه شو از فقر و پلاس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اهمیت و تقدس قرآن اشاره دارد و می‌گوید که این کتاب الهی باید مورد توجه و احترام قرار گیرد. شاعر تأکید می‌کند که فهم واقعی معانی قرآن و دانش توحید از درون دل و روح انسان سرچشمه می‌گیرد، نه از ابزارهای مادی مانند قلم و دوات. او دعوت می‌کند که انسان‌ها از دنیای مادی خود دور شوند و به درون خود نگاهی عمیق‌تر داشته باشند. در نهایت، شاعر می‌گوید که با پذیرش فقر و تواضع می‌توان به مقام والایی دست یافت و برای رسیدن به حیات جاوید و شکوه واقعی باید به علم و معرفت اهتمام ورزید.