نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ کوهی

کوهی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ایکه اندر ذات پاکت نیست چونی و چرا

در صفات و ذات نبود هیچ ریبی و ریا

ذات پاکت قائم است و نبود او را ابتدای

نی ازل را ابتدا باشد تو رانی انتها

ابتداو انتهائی نیست در ذات و صفات

محض و هم است اینکه میگویند او را منتها

وصف ذاتت هست قائم در صفات واجبت

نیست در کنه ربوبیت تو را ریب و ریا

اقتضای ذات واجب باشد این کز ممکنات

خویش را بر بنده دارد گفتم این روشن ترا

عکس عکس ذات اسماء و صفاتت زین جهت

بر ملایک سجده واجب شد ز هستی عکس ما

مثل ما جز ما نباشد نیست ما را ضد وند

مظهر اسم صفات ذات باشد مصطفی

خواستم تا ذات اسماء و صفات خویش را

در مظاهر باز بینم دیدم اکنون با شما

کوهیا آندم که گفت الله الست ربکم

ابتدای مظهر است این مظهرش بی منتها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره‌ی ذات و صفات خداوند است. نویسنده بیان می‌کند که در ذات خداوند هیچ شکی وجود ندارد و او از آغاز و پایان آزاد است. ذات خداوند دارای ویژگی‌هایی است که خود از آن نشأت گرفته و هیچ نوع ریایی در آن نیست. همچنین اشاره می‌کند که مخلوقات تنها تجلی‌گاهی از صفات خدا هستند و هیچ ضدی برای خداوند وجود ندارد. در نهایت به روشنایی وجود خداوند در مخلوقات و این‌که همه موجودات مظهر اسماء و صفات او هستند، اشاره می‌شود.