شمارهٔ ۱۴۰ کوهی
کوهی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ما نگردیم ز سودای پریرویان بس
نکند دل ز تمنای رخ جانان بس
بلبل روح مرا در چمن باغ جنان
روی او نسترن و خط خوش ریحان بس
عندلیب سحری گریه کنان میگوید
که دلم را بسحرگاه گل خندان بس
تا به بیند همه اسماء و صفات خود را
پیش دیدار خداوند دل انسان بس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و آرزوی دیدن محبوب پرداخته است. شاعر از دوری و تمنای رویاهای زیبا میگوید و به بلبل روحش اشاره میکند که در باغ بهشت به خاطر روی محبوبش شاد و در عین حال غمگین است. همچنین ندا میدهد که در آغاز صبح، دلش به شادمانی گلها نیاز دارد تا به آنچه که در دیدار خداوند است، نائل گردد. به طور کلی، شعر بیانگر longing و عشق به زیباییهای الهی و محبوب است.