نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۶ کوهی

کوهی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نظر دارد بسوی ما شه عیار تنها یک

نمود از هر طرف روئی بصد اظهار تنها یک

بروز او آفتاب است و بشب چونماه میتابد

همه ذرات می بینند او رخسار تنها یک

حدیث ما سوالله را نمی گوید بدرویشان

همه توحید میگویند آن رخسار تنها یک

شدیم از باده لعلش همه مست از می وحدت

ز لب می میدهد جانرا بت عیار تنها یک

درون خانه دل را صفا ده گوش جان بگشای

انا الحق میزند پیدا درو دیوار تنها یک

ندارد دیده او طاقت که بیند روی نیکو را

ز یک یک ذره می بینیم و او دیدار تنها یک

ز کهف دل برون رفتن نمی شاید نشین کوهی

تو را در غار دل چون هست یار غار تنها یک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق به خدا و وحدت وجود است. شاعر به زیبایی و یکتایی خداوند اشاره می‌کند و می‌گوید که همه چیز در این جهان به یک منبع واحد برمی‌گردد. او از بادهٔ عشق و مستی ناشی از آن سخن می‌گوید و بر اهمیت پرداختن به درون دل و مشاهدهٔ خدا در همهٔ ذرات عالم تأکید می‌ورزد. در نهایت، اشاره می‌کند که دیدن حقیقت و زیبایی خداوند کار آسانی نیست و باید از قید و بندها آزاد شویم تا به درک یکتایی او دست یابیم.