شمارهٔ ۱۸۲ کوهی
کوهی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
از روی حسن معنی جانرا بتی است مایل
زانرو نگشت هرگز از روی حسن زایل
نزد توجمله خوبان چون ذره پیش خورشید
بر عجز خویش هستند ذرات جمله قایل
تا چشم بد نبیند روی نکوی او را
طومار زلف گردید درگردنش حمایل
رمز رأیت ربی در احسن صور بود
خورشید و ماه از آن شد حیران آن شمایل
سیر یحبهم را آخر بیان همین است
بود او بخویش عاشق دیدیم در اوایل
زانرو که نقش ادراک با قطره نیست فرقی
ادراک و درک ادراک می باشد از فضایل
شیئی الله است کوهی بر خاک آستانش
محروم چون رود باز ازدرگه تو سایل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذبه معشوق اشاره دارد و توصیف میکند که معشوق از همه زیباییها فراتر است. شاعر میگوید که معشوق در برابر دیگر زیباییها مانند خورشید است و دیگران فقط ذراتی در مقابل او هستند. همچنین، بیان میکند که زیبایی او چنان خیرهکننده است که هیچ چشم بدی نمیتواند آن را ببیند. در نهایت، اشاره دارد که شناخت و درک معشوق به مراتب فراتر از ادراکات معمول انسانی است و معشوق به عنوان یک قله معنوی و الهی مطرح میشود.