نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۹ کوهی

کوهی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ترک سودای دین و دنیا کن

بعد از آن وصل حق تمنا کن

وجه باقی به بین و باقی شو

حسن ما را به ما تماشا کن

چونگذشتی زهر چه غیر خداست

گویدت حق که روی با ما کن

دوجهان قطره محیط خداست

قطره ها را محیط دریا کن

بی جهت هر طرف که دیدی اوست

بگذر از زیر و ترک دریا کن

چون تبرا کنی ز روح و ز نفس

به جناب خدا تولا کن

چشم حق بین طلب ز حضرت حق

دیده ها را بدوست بینا کن

این زبانیکه هست در دهنت

هم به ذکر حبیب گویا کن

چشم دل بر گشا و درجان بین

دیده بر روی یار زیبا کن

کوهیا چون شدی بمکتب عشق

همه اسرار شوق انشا کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از خواننده می‌خواهد که از وابستگی به دنیا و امور دنیوی دست بردارد و به جستجوی ارتباط با خداوند پردازد. او به مشاهده زیبایی‌ها و حقیقت الهی دعوت می‌کند و تأکید می‌کند که با گذشتن از غیر خدا، می‌توان به قرب حق رسید. شاعر همچنین به تأمل در عشق و شوق الهی و استفاده از زبان برای ذکر و یاد خدا اشاره می‌کند. در نهایت، توصیه می‌کند که با گشودن چشم دل، به زیبایی‌های الهی توجه کنیم و رازهای عشق را بفهمیم.