نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۹ کوهی

کوهی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

لن تنالوا البر حتی تنفقوا

یعنی جان در باز اندر راه او

نفقه کن جان و دل دنیا و دین

خویش را بر خاک افکن سر نکو

فانی مطلق شو معدوم شو

نیستی با هستی آمد روبرو

وجه باقی باشد و فانی شود

هم خیال و اعتبار و رنگ و بو

کیف مدالظل چه گفت انسرو قد

کوهیا غایب مشو پهلوی او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مفهوم فدا کردن جان و مال در راه خدا اشاره دارد. پیام اصلی آن این است که برای رسیدن به خوشبختی و نزدیکی به خدا، باید از دنیا و خواسته‌های مادی گذشت و خود را در خدمت او قرار داد. شاعر به این نکته تأکید می‌کند که برای دستیابی به مقام بالا، باید از «خود» که مظهر فانی است، گذشت و به «هستی» واقعی توجه کرد. در نهایت، این شعر دعوت به ترک خودپرستی و وابستگی به دنیا و تمرکز بر حقیقت و وجود باقی است.