نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۶ کوهی

کوهی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هست اوجان من وجان همه

جان چه باشد بلکه جانان همه

جامه جان را چو در پوشید یار

سربرآورد از گریبان همه

با رخ و زلف خود آن بت روز و شب

تازه دارد کفر و ایمان همه

آیت ایکو کثیرا را بخوان

خندد او بر چشم گریان همه

مهوشان از حسن او دزدیده اند

روی او خورشید تابان همه

جمله اشیا صوت و حزفی بیش نیست

حفظ او بردوستداران همه

ناله میکن کوهیا چون مست حق

در میان آه سوزان همه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و زیبایی می‌پردازد و به نوعی بیان‌گر این است که وجود معشوق، جان و زندگی را به همه بخشیده است. شاعر اشاره می‌کند که معشوق با زیبایی‌اش همه را مسحور کرده و حتی دستان و چهره‌اش نقشی از ایمان و کفر را به تصویر می‌کشد. آیات و نمادهای مختلفی در شعر به کار رفته‌اند تا نشان‌دهند که عشق و زیبایی او فراتر از تصور است. همچنین اشاره به ناله و گداز کائنات در برابر عظمت عشق دارد که بیان‌گر تأثیر عمیق این عشق بر جهان و موجودات است.