شمارهٔ ۲۱۶ کوهی
کوهی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بر دوخت دلم ز ما سوالله
جان داد مقام لی مع الله
سلطان دو کون در دل تست
تن خیمه شناس و دل چو خرگاه
بنمود درون دیده روشن
در ظلمت و نورگاه و بیگاه
کوهی به هوای تابش نور
چون خاک فتاده بر سر راه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عمق احساسات خود سخن میگوید و به ارتباط معنوی و الهیاش اشاره میکند. او به مقام و نزدیکی به خداوند اشاره میکند و وجود سلطان دو جهان را در دل خود احساس میکند. شاعر دل را به عنوان خیمهگاهی معرفی میکند که در آن حقیقت و روشنایی نمایان است، و در نهایت به تنگناها و مشکلاتی که همچون کوه بر سر راه زندگی میآیند، اشاره میکند.