نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۶ کوهی

کوهی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

باده را نشأیست روحانی

جرعه ای نوش کن که تادانی

باده و شمع و شاهد و مجلس

هست اسرار سر ربانی

نوش کن جرعه ای بیخود شو

تا نه خیزد به پیش حیرانی

ساقی مست حضرت عزت

میدهد باده های سبحانی

شمع و نقل و شراب و شاهد داد

هست این جمله را اگر دانی

شمع خود را بسوخت در مجلس

خواند پروانه را به مهمانی

گفت کوهی که عینها مائیم

دیدم او را بشکل انسانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به مفهوم باده و تاثیرات روحانی آن اشاره می‌کند. او از اهمیت نوشیدن باده به عنوان وسیله‌ای برای درک اسرار الهی صحبت می‌کند و نظام باده، شمع، شاهد و مجلس را به عنوان نمادهای معنوی معرفی می‌کند. شاعر تأکید می‌کند که با نوشیدن باده و از خود بی‌خود شدن، می‌توان از حیرت و تردید رهایی یافت. ساقی که به او اشاره می‌شود، نماد عزت و باده‌های معنوی است. در نهایت، شاعر با مثال پروانه‌ای که به شمع نزدیک می‌شود، به قربانی شدن و جذب شدن به عشق الهی اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که ما نیز در واقع عین ذات الهی هستیم که در شکل انسانی تجلی یافته‌ایم.