نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۷ کوهی

کوهی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

گفت رحمان با حمد عربی

سبقت رحمتی علی غضبی

ساخت کارش مسبب الاسباب

دل او ساخت پیشه بی سببی

باده روح را بجان مینوش

دل قدح دان چو شیشه حلبی

نور پاکت ز نور احمد دان

نفس کافر ز فعل بو لهبی

چون جگر شد کباب ز آتش عشق

خون دل خور چو باده عنبی

کوهیا در صفات و ذات قدیم

بوده‌ای پیشتر ز ام و ابی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به ستایش رحمت و فضل الهی می‌پردازد. شاعر با اشاره به رحمت خداوند که از خشم او سبقت می‌گیرد، از عشق و محبت الهی سخن می‌گوید. او می‌گوید که دل انسان باید بی‌سبب به محبت الهی توجه کند و روح را از باده‌ای که نماد عشق است سیراب کند. همچنین به نور پاکی اشاره کرده که از نور پیامبر (احمد) ناشی می‌شود و در نهایت بر وجود پیشین و همیشگی خداوند تأکید می‌کند، که حتی قبل از آفرینش انسان‌ها وجود داشته است.