نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸ کوهی

کوهی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

شام معراجی که زلف یار ماست

قاب قوسین ابروی آنمه لقا است

وهوه معکم گفت ای دل درنگر

تا نه پنداری که او از جان جدا است

نحن اقرب آیتی بس روشن است

یعنی او نزدیکتر از ما بما است

آفرینش ظل ممدودوی است

او بر اشیاء علی العرش استواست

اسم الهادی بدان ای راه رو

دوست ما را جانب خود رهنما است

از سرای امهانی شو برون

من رانی دان که قول مصطفی است

هیچ میدانی علی عینی چه بود

مردم چشم همه جانها خدا است

چون خدا پرورد کوهی را بلطف

روز و شب ذکر زبانش ربنا است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مفهوم نزدیکی و حضور الهی اشاره دارد. شاعر به یار خود (که می‌تواند نماد خداوند باشد) می‌گوید که او همواره نزدیک‌تر از خود ماست. ابیات بیانگر احساسات عمیق و رابطۀ معنوی انسان با خداوند است. با اشاره به آیات و نشانه‌های خدایی، شاعر می‌خواهد یادآور شود که وجود خدا به همگان نزدیک و در همه جا حاضر است. این بیان روحانی و عرفانی با تأکید بر ذکر و یادِ خداوند، همزمان دعایی و درخواستی از معشوق است.