نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶ کوهی

کوهی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

جمالش را جلال آئینه دار است

جلالش را جمال آئینه دار است

خود است آئینه خود در حقیقت

بهر صورت از این رو آشکار است

یکی گردد دو صدر ره می شماری

یکی باشد عددها بی شمار است

سفید و سرخ و زرد و سبز و اسود

ز یکدست است ونقش یک نگار است

سواد الوجه دل شد خال آن ماه

ز زلف و روی او لیل و نهار است

ز یک آب است بستان سبز و خرم

صباحی گفت گلها عین خار است

چو گفت او کل یوم هو فی الشان

نمی دانم که کوهی در چه کار است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جلال که در آینه منعکس می‌شود، اشاره دارد. به نوعی ارتباط بین جمال و جلال را بیان می‌کند و نشان می‌دهد که هر یک در حقیقت خود را در دیگری نشان می‌دهد. شاعر به وحدت و تنوع رنگ‌ها و صورت‌ها اشاره می‌کند و با استفاده از تصاویر مختلف، به یکپارچگی در اشکال و حالات موجود در طبیعت و زیبایی‌های آن می‌پردازد. همچنین، با اشاره به مفهوم "کل یوم هو فی الشان" به وجود راز و حکمت در امور زندگی اشاره می‌کند و از ناپایداری و تغییرات در زندگی انسان یاد می‌کند.