شمارهٔ ۶۰ کوهی
کوهی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مائیم بر صفات و صفات تو عین ما است
دیدم بعینه ای که توئی عین کاینات
در عین کاینات عیانی چو آفتاب
ذرات او به پیش تو نه صبر و نه ثبات
شد ممتنع ز غیر وجود تو هر چه هست
ای واجب الوجود توئی جان ممکنات
شد لایزال اسم تو و لم یزل صفت
اسمت ترقی است نه اسم تنزلات
ما غرق بحر وحدتت ای حی لایموت
در جان خویش یافته سرچشمه حیات
باقی است جان صالح و فانی نمی شود
یعنی بر آفتاب بود جان ممکنات
علم الیقین هر آینه عین الیقین شود
کوهی بچشم دوست چو دیدی صفات ذات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان وحدت وجود میپردازد و میگوید که تمامی صفات الٰهی در وجود انسانها و کائنات تجلی یافتهاند. او بر این باور است که وجود حقیقی فقط مختص به خداوند است و هر چیزی دیگر، وجودش وابسته به اوست. این وحدت باعث میشود که انسان در مسیر شناخت الهی قرار گیرد و از درون خود به حقیقت زندگی پی ببرد. در نهایت، شعر به اتصال روح انسان با خالق و جاودانگی روح میپردازد و تأکید میکند که این ارتباط سبب درک عمیقتری از حقیقت وجود و صفات الهی میشود.