نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷ کوهی

کوهی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

عارفانی که با خدا باشند

از تن و جان و دل جدا باشند

غرقه بحر لایزال شدند

پس چه دربند قطره ها باشند

چون گذشتند از بد و از نیک

همدم یار جان فزا باشند

صائم الدهر و قائم اللیل اند

تابع شرع مصطفی باشند

پادشان ملک معنوی اند

گر بصورت بسی گدا باشند

چون گدایان کبریا شده اند

فارغ از کبر و از ریا باشند

یک نفس بی حبیب دم نزنند

با خدایند هر کجا باشند

فانی اندر خود و بحق باقی

بقضای خدا رضا باشند

همچو خورشید روز تابانند

بشب تار مه لقا باشند

این جماعت که وصف کوهی کرد

در همه غار و کوهها باشند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عارفانی است که با خداوند رابطه‌ای عمیق دارند و از دنیا و امور مادی جدا شده‌اند. آن‌ها در دریای لایزال عشق خدا غرق شده و از قید و بند دنیا رهایی یافته‌اند. این عارفان به دور از خوب و بد، با خداوند همدل هستند و در زندگی روزمره‌یشان، پیرو دستورات پیامبر اسلام هستند. آن‌ها به رغم اینکه ممکن است ظاهراً فقیر به نظر برسند، در حقیقت پادشاهان ملک معنوی هستند و از خودپرستی و خودنمایی فاصله دارند. این عارفان همواره با یاد محبوب خود، خداوند، زندگی می‌کنند و در صلح و رضایت با قضا و قدر الهی هستند. آن‌ها همچون خورشید در روز و ماه در شب، نور و روشنی بخش دنیا هستند و در همه جا وجود دارند.