شمارهٔ ۷۸ کوهی
کوهی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا غمزه شوخ تو بما جنگ برآورد
لعل لبت از خون دلم رنگ برآورد
برگریه و زاری و فغان من درویش
صد ناله زار از دل چون چنگ برآورد
با یاد گل روی تو ای سرو گلندام
با بلبل شوریده دل آهنگ برآورد
تا غیر تو در خلوت جان راه نیابد
بام و در خود را دل ما تنگ برآورد
از دود دل سوخت کوهی بسحرگاه
آئینه رخسار فلک زنگ برآورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به جذابیت و شیرینی چهره محبوبش اشاره میکند و از احساسات عمیق خود سخن میگوید. او میگوید که نگاه فریبای محبوب باعث بروز دلشکستگی و غم در دلش شده است. همچنین، او به یادآوری تصویر محبوب و تأثیر آن بر دلش میپردازد، و در نهایت بیان میکند که عشق او به محبوب، باعث ایجاد تنش و تنگنا در زندگیاش شده است و دلش با یاد او میسوزد.