نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ کوهی

کوهی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ازگلستان جنان آمد صبا

جان هر سر در روان آمد صبا

بسکه می گوید ز گل گل در چمن

از نفیر بلبلان آمد صبا

سرو شد خرم بباغ اندر چمن

چون بصحن بوستان آمد صبا

تا گل و بلبل بهم شادی کنند

از برای دوستان آمد صبا

مشک بار آورد هر شاخ شجر

کز دو زلف گلرخان آمد صبا

در شب تاریک پیش زلف یار

رهنمای عاشقان آمد صبا

آتش اندر غنچه صد برگ زد

بر سر آب روان آمد صبا

از صبا بشنید کوهی بوی یار

چون سحر زان آستان آمد صبا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، صبا (باد مخصوصی) به عنوان نماد حیات و شادابی معرفی شده است. صبا با خود عطر گل‌ها و خوشی بلبلان را به باغ می‌آورد و جان تازه‌ای به طبیعت می‌بخشد. همچنین، از زیبایی‌های باغ و شادی دوستان صحبت می‌کند و به عاشقان راهنمایی می‌کند تا به وصال محبوب برسند. صبا با خود بوی یار را می‌آورد و به طور کلی، نمادی از عشق و ارتباطات دل‌انگیز است.