شمارهٔ ۱۱۹ شمس مغربی
شمس مغربی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر سو که دویدیم همه سوی تو دیدیم
هر جا که رسیدیم سر کوی تو دیدیم
هر قبله که بگزید دل از بهر اطاعت
آن قبله دل را خم ابروی تو دیدیم
هر سرو روان را که درین گلشن دهر است
بر رسته ببستان و لب جوی تو دیدیم
از باد صبا بوی خوشت دوش شنیدیم
با باد صبا قافله بوی تو دیدیم
روی همه خوبان جهان بهر تماشا
دیدیم ولی آینه روی تو دیدیم
در دیده شهلای بتان همه عالم
کردیم نظر نرگس جادوی تو دیدیم
تا مهر رخت بر همه ذرّات بتابید
ذرّات جهان را به تکاپوی تو دیدیم
در ظاهر و باطن بمجاز و بحقیقت
خلق دو جهان را همه رو سوی تو دیدیم
هر عاشق دیوانه که در جملگی تست
بر پای دلش سلسله موی تو دیدیم
سر حلقه رندان خرابات مغان را
دل در شکن حلقه گیسوی تو دیدیم
از مغربی احوال مپرسید که او را
سودا زده طره هندوی تو دیدیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و اشتیاق عمیق به معشوق است. شاعر به طور مکرر تأکید میکند که هر جا که رفته یا هر چیزی که دیده، همیشه ردپایی از محبوب خود را یافته است. او به زیباییهای جهان اشاره کند که در مقایسه با چهره محبوب چندان اهمیتی ندارند. همچنین، شاعر به تأثیر محبت معشوق بر دل و جان عاشقان و زبانزد بودن او در میان دیگران اشاره میکند. در کل، شعر احساسی عمیق از عشق، ارادت و تسلیم در برابر زیبایی و جذبه محبوب را منتقل میکند.