شمارهٔ ۱۲۲ شمس مغربی
شمس مغربی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از خانقه و صومعه و مدرسه رستیم
در کوی مغان با می و معشوق نشستیم
سجّاده و تسبیح به یک سوی فکندیم
در خدمت ترسا بچه زنّار ببستیم
در مصطبه ها خرقهٔ ناموس دریدیم
در میکده ها توبهٔ سالوس شکستیم
از دانه تسبیح شمردن برهیدیم
وز دام صلاح و ورع و زهد بجستیم
در کوی مغان نیست شدیم از همه هستی
چون نیست شدیم از همه هستی، همه رستیم
زین پس مطلب هیچ ز ما دانش و فرهنگ
ای عاقل هشیار که ما عاشق و مستیم
ما مست و خرابیم و طلبکار شرابیم
با آنکه چو ما مست و خراب است خوشستیم
المنة لله که ازین نفس پرستی
رستیم به کلی و کنون باده پرستیم
تا مغربی از مجلس ما رخت به در برد
او بود حجاب ره ما رفت برستیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از رهایی از مکانهای مذهبی مانند خانقاه و صومعه و مدرسه سخن میگوید و به زندگی عاشقانه و مستی در کوی مغان اشاره میکند. او سجاده و تسبیح را کنار میگذارد و به زندگی آزاد و بیقید و بندی روی میآورد. شاعر به خارج شدن از قید و بندهای دینی و اخلاقی اشاره کرده و بیان میکند که اکنون دیگر به دنبال دانش و فرهنگ نیستند، بلکه مست و پرستنده باده هستند. این تغییر نگرش به نوعی نوعی رهایی از نفسپرستی و به سمت یک زندگی عاشقانه و بیقید و بند سوق میدهد. در نهایت، شاعر به تأثیرات مثبت این نوع زندگی بر روح و جان خود اشاره میکند.