نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷ شمس مغربی

شمس مغربی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما از میان خلق کناری گرفته ایم

واندر کنار خویش نگاری گرفته ایم

دامن نخست بر همه عالم فشانده ایم

وانگه بصدق دامن یاری گرفته ایم

از بهر قوت و طعمه شاهین جان و دل

از مرغزا قدس شکاری گرفته ایم

سرگشته گشته ایم‌ چو پرگار سالها

تا بر مسال نقطه قراری گرفته ایم

صد بار برون جسته ایم از حصار تن

تا بهر جان خویش حصاری گرفته ایم

اندر میان گرد به مردی رسیده ایم

تا عاقبت عنان سواری گرفته ایم

با آنکه هیچ کار نیاید ز مغربی

او را بیاری از پی کاری گرفته ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر جستجوی انسان برای معنای زندگی و ارتباط با عالم بالا است. شاعر به سفر روحی اشاره می‌کند که در آن از زندگی مادی کناره گرفته و به دنبال عشق و یاری حقیقی بوده‌اند. در این مسیر، با کوشش و تلاش، تلاش کرده‌اند که به حقیقت و کمال برسند. همچنین به چالش‌ها و سختی‌هایی که در این راه داشته‌اند، اشاره می‌کند و این که چگونه سعی در شکستن محدودیت‌های جسمی و دستیابی به آزادی روحی دارند. در نهایت، به امید و دستیابی به یاری از جانب بالاترین نیروها اشاره می‌کند.