نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۱ شمس مغربی

شمس مغربی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بر دو عالم پادشاهی میکنم

گرچه از ایزد گدایی می کنم

بنده حقم خداوند جهان

بر جهان زو کدخدایی می کنم

مر سما ره چون زمین طی کرده ام

بر زمین اکنون سمائی میکنم

هر دو عالم را ز پس بگذاشتیم

تا که اکنون پیشوایی میکنم

دارم از وجهی به عالم اتصال

گرچه از عالم جدائی میکنم

زان پس از بیگانگی از کائنات

گاه گاهی آشنایی میکنم

خستگان را نوشدارو میدهم

بستگاهن را درگشائی میکنم

لا تظن انّی فقیر مفلس

چون بگنجت راهنمایی میکنم

مغربی مرده افسرده را

روح بخشی جانفزائی میکنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر بیان می‌کند که با وجود اینکه از خدایی درخواست می‌کند، اما خود را در مقام پادشاهی بر دو عالم می‌بیند. او به عنوان بنده خداوند، بر جهان تسلط دارد و از تجربه‌هایش در عالم بالا، به زمین نگاهی متفاوت دارد. شاعر از جدایی از ماده و کائنات صحبت می‌کند، اما در عین حال ارتباطی با آن دارد و گاهی به آن نزدیک می‌شود. او به خستگان و دردمندان امید و آرامش می‌دهد و نشان می‌دهد که با وجود ظاهراً فقیر بودن، در واقع از لحاظ معنوی ثروتمند است و به دیگران راهنمایی می‌کند. همچنین، به بازآفرینی و زنده کردن روح‌های مرده و افسرده نیز اشاره می‌کند.