شمارهٔ ۱۴۷ شمس مغربی
شمس مغربی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ایدل اینجا کوی جانان است از جان دم مزن
از دل و جان جهان در پیش جانان دم مزن
گر تو مرد درد اویی هیچ از درمان مگو
درد او را به ز درمان دان ز درمان دم مزن
کفر ایمان را به اهل کفر و ایمان واگذار
باش مستغرق درو از کفر و ایمان دم مزن
لب بدوز از گفتگو چون نیست وقت گفتگوی
جای حیران است در وی باش حیران دم مزن
چون یقین آید رها کن قصه شک و گمان
چون عیان بنمود رخ دیگر ز برهان دم مزن
قصه کوران به پیش بینا مگوی
بیش ازین در پیش بینایان ز کوران دم مزن
علم بیدینان رها کن جهل حکمت را مجوی
از خیالات و ظنون اهل یونان دم مزن
آب حیوان را گر انسانی بحیوانی کن رها
پیش دریای حیات از آب حیوان دم مزن
وصل و هجران نیست الّا وصف خاص عاشقان
مغربی گر عارفی از وصل و هجران دم مزن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به معنای بیان عشق و معرفت در عالم عرفانی است. شاعر به مطرح کردن موضوعاتی از قبیل پرهیز از سخن گفتن در مورد درد و درمان عشق، دوری از بحثهای بیمورد درباره ایمان و کفر، و ترک خیالات و تصورات غیرواقعی میپردازد. او به عارفان توصیه میکند که در جستجوی حقیقت و ارتباط با جانان، از کلمات بیهوده دور شوند و در شک و گمان رها شوند. در نهایت، او بر وصل و هجران عشق تأکید میکند و بیان میدارد که این تجربیات تنها خاص عاشقان واقعی است.