شمارهٔ ۱۹ شمس مغربی
شمس مغربی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای از دو جهان نهان عیان کیست
وی عین عیان پس این نهان کیست
آنکس که به صد هزار صورت
هر لحظه همی شود عیان کیست
وانکس که به صد هزار جلوه
بنمود جمال هر زمان کیست
گویی که نماهنم از دو عالم
پیدا شده در یکان یکان کیست
گفتم که همیشه من خموشم
گویا شده پس به هر زبان کیست
گفتی که ز جسم و جان برونم
پوشیده لباس جسم و جان کیست
گفتی که نه اینم و نه آنم
پس آنکه بود همین هم آن کیست
ای آنکه گرفته کرانه
باللّه درین میان کیست
آنکس که همی کند تجلی
از حسن و جمال دلبران کیست
وانکس که نمود خود را
وآشوب فکنده در جهان کیست
ای آنکه تو مانده در کمالی
ناکرده یقین که در کمان کیست
از دیده مغربی نهان شو
وز دیده ی او ببین عیان کیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به طرح سوالاتی دربارهی存在 و اصل حقیقت میپردازد. شاعر از یک موجودی سخن میگوید که نه در جهان آشکار و نه در جهان پنهان قرار دارد. او به جستجوی آن چیزی میپردازد که به اشکال و جلوههای مختلف در کائنات ظاهر میشود و وجودش فراتر از جسم و جان است. شاعر در تلاش است تا درک کند که این حقیقت کیست و به کدام شکل در این دنیا تجلی مییابد. در نهایت او به این نکته اشاره دارد که این حقیقت ممکن است در نهایت در کمال و زیبایی خود پنهان باشد و خواننده را دعوت میکند که با دیدی عمیقتر به آن بنگرد.