نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷ شمس مغربی

شمس مغربی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

صفا و روشنی کاندرون خانه ماست

ز عکس چهره آندلبر یگانه ماست

خرد که بیخبر از کاینات افتاده است

خراب جرعه از باده شبانه ماست

ز زلف و خط بتان باش برحذر دایم

که زلف و خال بتان دام راه و دانه ماست

بیک بهانه جهان را پدید آوردیم

جهان بدیده شده از پی بهانه ماست

جهان و هرچه در او هست سربسر موجی

ز جوش و جنبش دریای بیکرانه ماست

خروش و ولوله گفتگوی و جوش جهان

صدا و نغمه و آوازه ترانه ماست

اگر زمان نبوّت گذشت و دور رسل

ولی ظهور ولایت درین زمانه ماست

کلید مخزن اسرار مغربی دارد

چو مدّتی است که او خازن خزانه ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و روشنی هماهنگ با وجود یک شخص (آندلبر) اشاره دارد و به تاثیر او بر خانه و زندگی ما می‌پردازد. همچنین به خرد و آگاهی اشاره می‌کند که از عمق وجود غافل شده و به یک جرعه باده اشاره دارد که می‌تواند نمادی از زندگی و لذت باشد. شاعر به خطر زلف و خط معشوقه‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که این‌ها می‌توانند ما را در دام بیندازند. شعر به مبحث وجود جهان و علت آن نیز پرداخته و بیان می‌کند که همه چیز به خاطر یک بهانه پدید آمده است. در ادامه، به جوش و حرکت دریا و اثرات آن بر جهان اشاره می‌شود و می‌گوید که همه صداها و نغمه‌ها نتیجه آن جوشیدگی است. در نهایت، به ظهور ولایت در زمان کنونی اشاره می‌شود و بیان می‌شود که کلید اسرار در دستان یک خازن است، که نشان‌دهنده وجود حاکمیت و درک عمیق از آنچه در اطراف ما و در تاریخ گذر کرده، می‌باشد.