شمارهٔ ۷۶ شمس مغربی
شمس مغربی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
رخت گرچه چو خورشید فلک مستور میباشد
دلم هم در فروغ خویشتن مستور میباشد
نقابی نیست رویت را به جز رخت دایم
نقابی گر بود مهر رخت را نور میباشد
به ما نزدیک نزدیک است و از ما دور دور آن رخ
که از افراط نزدیکی به غایت دور میباشد
جهان خورشید او بگرفت و شد زو بینصیب آن کس
که چون خفّاش از خورشید دیدن کور میباشد
به هجر خویشتن باید طلب کردن وصال او
که مردم وصل او دایم ز خود مهجور میباشد
قصور و حور و ولدان را نمیدانم ولی دانم
من آن کس را که ولدان و قصور و حور میباشد
که تا جامع و فاضل ز ایزد کردهام حاصل
که رطب و یابس عالم در او مسطور میباشد
ز جام نرگس مست و لب میگون آن ساقی
روان مغربی گه مست و گه مخمور میباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف عشق و محبوب خود میپردازد. او به زیبایی محبوب اشاره میکند و میگوید که این زیبایی نهتنها در ظاهر، بلکه در وجود و روحش نیز وجود دارد. شاعر احساسات عمیق خود را در ارتباط با محبوب و دوری و نزدیکی به او بیان میکند. او به این نکته اشاره میکند که در جستجوی وصال محبوب، باید از خود فاصله گرفت، چون که پیوند با محبوب باعث میشود انسان از خود غافل شود. همچنین، شاعر در انتها به مسکرات و حالت مستی اشاره دارد و نشان میدهد که عشق و زیبایی چه حالتی را به انسان میبخشد.