شمارهٔ ۹۴ شمس مغربی
شمس مغربی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از سوادالوجه فی الدارین اگر داری خبر
چشم بگشا و سواد فقر و کفر ما نگر
از سواد اینچنین کفر مجازی مردوار
سوی دارالملک از کفر حقیقی کن سفر
کفر باطل حق مطلق را بخود پوشیده نیست
کفر حق خودرا بخود پوشیده نیست ای پرهنر
تا تو در بند خودی حق را بخود پوشیده
با چنین کفری ز کفر ما کجا داری دگر
آنکه از سرچشمه کفر حقیقی آب خورد
بحر کفر هر دو عالم را تو پیشش چون نهر
چون بکلی یافت در شمس حقیقی مستتر
بدر گردید از ظهور نور خوشید آن قمر
کفر احمد چیست در شمس احد مخفی شدن
چیست طاها مظ۶ر کل ظهور نور خور
پس بگویید کاف کفر ما ز طاها برتر است
آنکه باشد از معانی و حقایق بهره ور
ایکه در بند قبول خاص و عامی روز و شب
کفر و ایمان را رها کن نام این معنی مبر
کفر و ایمان چون حجاب راه حقّند ای پسر
رو بسان مغربی از کفر و ایمان دگذر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره تضاد بین کفر و ایمان و اهمیت درک حقیقت است. شاعر به مخاطب میگوید که اگر از حقیقت آگاه است، باید به عمق مسأله بنگرد و از ظواهر فراتر برود. او تاکید میکند که کفر واقعی با ایمان و کفر ظاهری متفاوت است و فقط با درک عمیق میتوان به حقیقت رسید. همچنین اشاره میکند که چسبیدن به تعاریف سطحی از کفر و ایمان مانع درک حقیقت میشود و باید از این حجابها گذشت تا به نور حقیقت دست یافت. در نهایت، شاعر پیشنهاد میکند که از پیشفرضهای خود رها شوید و به درک عمیقتری از واقعیتها برسید.