نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ منوچهری

منوچهری دامغانی / قصاید و قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

غرابا مزن بیشتر زین نعیقا

که مهجور کردی مرا ازعشیقا

نعیق تو بسیار و ما را عشیقی

نباید به یک دوست چندین نعیقا

ایا رسم و اطلال معشوق وافی

شدی زیر سنگ زمانه سحیقا

عنیزه برفت از تو و کرد منزل

به مقراط و سقط اللوی و عقیقا

خوشا منزلا، خرما جایگاها

که آنجاست آن سرو بالا رفیقا

بود سرو در باغ و دارد بت من

همی بر سر سرو باغی انیقا

ایا لهف نفسی که این عشق بامن

چنین خانگی گشت و چونین عتیقا

ز خواب هوی گشت بیدار هرکس

نخواهم شدن من ز خوابش مفیقا

بدان شب که معشوق من مرتحل شد

دلی داشتم ناصبور و قلیقا

فلک چون بیابان و مه چون مسافر

منازل: منازل، مجره: طریقا

بریدم بدان کشتی کوه‌لنگر

مکانی بعید و فلاتی سحیقا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و موانع آن اشاره دارد. شاعر از دلتنگی و جدایی از معشوق صحبت می‌کند و به ناله‌هایی که در این مسیر وجود دارد، اشاره می‌کند. او از مشکلات و سختی‌های زندگی می‌گوید که باعث شده‌اند از عشق و رفیق خود دور شود. همچنین به زیبایی معشوق و مکان‌های خاطره انگیز اشاره می‌شود، اما در نهایت احساس نومیدی و تنهایی مشهود است. شاعر به یادآوری عشق و تمایل به بازگشت به آن حافظ است و ناامیدی از خواب غفلت را ابراز می‌کند.