شمارهٔ ۴۵ منوچهری
منوچهری دامغانی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خیز بترویا! تا مجلس زی سبزه بریم
که جهان تازه شد و ما ز جهان تازهتریم
بر بنفشه بنشینیم و پریشیم خطت
تا به دو دست و به دو پای بنفشه سپریم
چون قدح گیریم از چرخ دو بیتی شنویم
به سمنبرگ چو می خورده شود لب ستریم
وگر ایدونکه بینجامدمان نقل و نبیذ
چارهٔ هر دو بسازیم که ما چاره گریم
بمزیم آب دهان تو و می انگاریم
دو سه بوسه بدهیم آنگه نقلش شمریم
نخوریم انده گیتی که بسی فایده نیست
اگر ایدونکه بریم انده او یا نبریم
پیش کاین گیتی ما را بزند یا بخورد
ما ملکوار مر او را بزنیم و بخوریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دعوت به شادی و لذت از زندگی است. شاعر از خواننده میخواهد که به جمعی بپیوندند و در فضای سبز و دلانگیز، با هم بنشینند و از زیباییها و خوشیهای زنده بودن بهرهمند شوند. او از نوشیدن می و خوردن نقل سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که نباید به غم و اندوه دنیا اهمیت داد، زیرا زندگی کوتاه و پر از زیباییهاست. در انتها، با روحیهای مثبت به این نتیجه میرسد که باید با لذت از زندگی گذر کرد و بر غمها فائق آمد.