شمارهٔ ۴۷ منوچهری
منوچهری دامغانی / قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای بت زنجیر جعد، ای آفتاب نیکوان
طلعت خورشید داری، قامت فردوسیان
نافرید ایزد زخوبان جهان چون تو کسی
دلربا و دلفریب و دلنواز و دلستان
گرت خوانم ماه، ماهی، ورت خوانم سرو،سرو
گرت خوانم حور، حوری، ورت خوانم جان، چو جان
مشک جعد و مشک خط و مشک ناف و مشکبوی
خوش سماع و خوش سرود و خوش کنار و خوش زبان
روت از گل درج دارد، درجت از عنبر طراز
مشکت از مه نافه دارد، ماهت از مشک آسمان
هم بت زنجیر جعدی، هم بت زنجیر زلف
هم بت لاله جبینی، هم بت لاله رخان
ای روان و جان من دایم ز تو با خرمی
ای سرا و باغ من دایم ز تو چون بوستان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر معشوق را به عنوان یک بت زیبا وصف میکند که دارای مغز و دلنوازی است. او معشوق را به خورشید و ماه تشبیه میکند و از خصوصیات او مانند جعد و موهای خوشبو یاد میکند. در این شعر، زیبایی معشوق به گونهای ستایش میشود که وجود او به زندگی شاعر رنگ و بوی جدیدی میبخشد و او را به باغ و بوستانی تشبیه میکند که همواره سرشار از شادی و سرزندگی است.