نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ منوچهری

منوچهری دامغانی / قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای با عدوی ما گذرنده ز کوی ما

ای ماهروی شرم نداری ز روی ما؟

نامم نهاده‌بودی بدخوی جنگجوی

با هر کسی همی گله کردی ز خوی ما

جستی و یافتی دگری بر مراد دل

رستی ز خوی ناخوش و از گفتگوی ما

اکنون به جوی اوست روان، آبِ عاشقی

آن روز شد که آب گذشتی به جوی ما

گویند سردتر بُوَد آب از سبوی نو

گرم است آب ما که کهن شد سبوی ما

اکنون یکی به کام دل خویش یافتی

چندین به‌خیرخیر چه گردی به کوی ما؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی به احساسات عاشقانه و درد و دل شاعر اشاره دارد. شاعر به معشوق خود خطاب کرده و از او می‌خواهد تا به یاد روزهای گذشته و خاطراتی که با هم داشته‌اند، بیفتد. او به سردی و عدم محبت معشوق اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که در گذشته چه بدی‌هایی به او نسبت داده شده است. شاعر حسرت روزهای خوب گذشته را می‌کشد و به نوعی بیان می‌کند که آب عشق از جوی انصراف یافته و اکنون معشوق محبوبی جدید یافته است. در نهایت، او از معشوق می‌پرسد که چگونه می‌تواند از انتخاب جدید خود راضی باشد در حالی که در گذشته چنین احساسی را بین آن‌ها تجربه کرده‌اند.