شمارهٔ ۶ منوچهری
منوچهری دامغانی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
دوستان! وقت عصیرست و کباب
راه را گرد نشاندهست سحاب
سوی رز باید رفتن به صبوح
خویشتن کردن مستان و خراب
نیمجوشیده عصیر از سر خم
درکشیدن، که چنینست صواب
رادمردان را هنگام عصیر
شاید ار مینبود صافی و ناب
تا دو سه روز درین سایهٔ رز
آب انگور گساریم به آب
بفروزیم همی آتش رز
گسترانیم بر او سرخ کباب
تاک رز باشدمان شاسپرم
برگ رز باشد دستار شراب
نقل ما خوشهٔ انگور بود
از بر سر بر چون پرعقاب
بانگ جوشیدن می باشدمان
نالهٔ بر بط و طنبور و رباب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف لحظات شاد و مفرح گرد هم آمدن دوستان در هنگام خوردن کباب و نوشیدن شراب میپردازد. شاعر به زیبایی و ظرافت فضای خاصی را تصویر میکند که در آن جمع مست و شاد به تماشای طبیعت میپردازند و در حال لذت بردن از زندگی هستند. اشاره به "عصیر" (عصاره یا شراب) و "کباب" نشانگر سنتهای احتماعی و فرهنگی در دورهمیهاست. همچنین، استفاده از نمادهایی مانند "رز" و "انگور" به افزایش نشاط و شادابی فضا اشاره دارد. در کل، شعر تصویر روشنی از شادی، دوستی و زندگی لذتبخش را به نمایش میگذارد.