شمارهٔ ۵۸ منوچهری
منوچهری دامغانی / قصاید و قطعات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خوشا قدح نبیذ بوشنجه
هنگام صبوح، ساقیا، رنجه
نه نرد و نه تخته نرد پیش ما
نه محضر و نه قباله و بنجه
نظاره به پیش در کشیده صف
چون کافر روم بر در گنجه
خنیاگر ایستاد و بربطزن
از بس شکفه شده در اشکنجه
وان رطل گران یک منی ما را
چون ماه سه و دو پنج در پنجه
برداشته ما حجاب شرم از رخ
گه شادی و گه نشاط و گه غنجه
اندر شده چشم ما به خواب خوش
چشم حدثان به وادی طنجه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف شادی و لذت از نوشیدن شراب میپردازد. شاعر در اینجا از ساقی و لحظات خوش صبوحی صحبت میکند و توجهی به بازیهای مادی مثل تخته نرد و قراردادها ندارد. او به زیبایی و لذت در حال حاضر و حضور در جمع دوستان اشاره میکند و نشان میدهد که این لحظات به قدری خوشایند هستند که تمام غمها و مشکلات را فراموش میکند. در نهایت، شاعر به آرامش و خواب خوشی اشاره میکند که در این حالت سرخوشی برایش فراهم شده است.