بخش ۸۲ - جنگ خرسان با دیوان ملا مسیح
ملا مسیح پانیپتی / رام و سیتا / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز خرسان رای عفریتان تبه شد
ز بخت تیره روزشان سیه شد
سپه شیران چو مرغان بیابان
به وادی خصومت رهزن جان
به روی و موی از زنگی سیه رنگ
چو زنگی آفریده از پی جنگ
ز دیوان در وغا نگریختندی
چو خرس و خرسباز آویختندی
از ایشان بیم راج و بیم درشن
همه تن بیم بهر جان دشمن
به جنگ هر یکی زان خرس پرکین
دو خرس آسمان دادند تحسین
کسی زانها به حال خود نمی دید
که دشمن دست و پای شان ببرید
بگفتندی کزینسان زخم غم نیست
که موی خرس و کاه کوه کم نیست
تن خرسان ز خنجر غرق خونناب
شده انگشت شان اخگر بدان آب
ز طبع آب گردد اخگر انگشت
چنان کاخگر شود از آذر انگ شت
چرا زان آب گشت انگشت اخگر
مگر کان آب بود آتش به گوهر؟
گلیم خرس سیل خون نمودند
کشان خصمان خود را در ربودند
عدو بگذاشت و نگذاشتندی
به مرگش غرق در خون داشتندی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، داستان نبردی بین خرسان و عفریتان روایت میشود. خرسان به خاطر بخت بد و روزهای سیاهشان، در جنگ دچار شکست میشوند و مانند مرغان بیابانی شکار میشوند. جنگجویان، به دلیل رنگ سیاه و خشمگینی که دارند، به خرسها شباهت دارند و از دشمنان خود میترسند. آنها در مقابل دشمنان خود، زخمهای زیادی میخورند و در نهایت غرق در خون میشوند. شعر نشاندهندهی وضعیت دشوار و غمانگیز خرسان است که با وجود زخمهای زیاد و رنج، امیدوارند که زندگی ادامه یابد؛ اما در واقع درگیر جنگی هستند که آنها را به سوی نابودی میکشاند.