شمارهٔ ۱۱۴ - چون بدیدم به دیده تحقیق مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
چون بدیدم به دیده تحقیق
که جهان منزل فناست کنون
راد مردان نیک محضر را
روی در برقع حیاست کنون
آسمان چون حریف نامنصف
بر سر عشوه و عناست کنون
دل فگارست همچو دانه از آنک
زیر این سبزه آسیاست کنون
طبع بیمار من ز بستر آز
شکر یزدان درست خاست کنون
در عقاقیر خانه توبه
نوشداروی صدق خواست کنون
آن زبانی که مدح شاهان گفت
مادح حضرت خداست کنون
لهجه پر نوای خوش نغمت
بلبل باغ مصطفاست کنون
سر آسوده و تن آزاد
پنج گز پشم و پنبه راست کنون
مدتی مدحت شهان کردم
نوبت خدمت دعاست کنون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی دنیا و گذرایی آن میپردازد. شاعر با درک فناپذیری جهان، به مردان نیک توصیه میکند که در حجاب حیا زندگی کنند. او از بیعدالتی آسمان و درد دلهای خود سخن میگوید و احساس آرامش را در زیر سبزهای طبیعت میبیند. شاعر به بیماری روحی خود اشاره میکند و از خداوند شکر میگذارد. او در خانه توبه، داروی صدق را میطلبد و زبانی که قبلاً در مدح پادشاهان سخن گفته، الآن به ستایش خداوند معطوف شده است. در نهایت، شاعر از آسودگی و آزادی خود صحبت کرده و میگوید که وقت آن است که به دعا و عبادت بپردازد.