شمارهٔ ۲۴ - ستایش مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای بزرگی که باغ رادی را
شاخ بأس تو فتح بار آورد
تیغ تیز تو در مصاف عدو
شرک را تا به حشر کار آورد
حیدری صولتی و خنجر تو
عادت و رسم ذوالفقار آورد
کف بارنده مبارک تو
جود را موسم بهار آورد
بنده مسعود سلمان را
نزد تو بخت پایدار آورد
چون نبودش ز نام خود نیمی
نیمی از نام خود نثار آورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ویژگیهای بزرگوارانه و دلاوریهای شخصیتی معنادار اشاره میکند که با قدرت و مهارتهای خود در میدان جنگ به پیروزی و فتح میرسد. او با تیغ تیز خود در مبارزه با دشمنان، شرک را به شکست میکشد و عادت و رسم نبرد را با خود به ارمغان میآورد. سخن از بخشش و جود او نیز به میان میآید که به فصل بهار همانند است. شاعر همچنین از بندهای به نام مسعود سلمان یاد میکند و میگوید که در نزد این بزرگ، شانس و بخت پایدار است. او به خود مختصراً اشاره میکند و میگوید نیمی از نامش را به این شخصیت بزرگ تقدیم میکند.