نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵ - ناله از حصار مرنج مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای حصن مرنج وای آنکس

کو چون من بر سر تو باشد

هر دیو در آن جهان که بجهد

از خانه خود بر تو باشد

ور پنهان خانه ای کند مرگ

در پیشگهش در تو باشد

تو مادر دوزخی بگو راست

یا دوزخ مادر تو باشد

نه نه که نه اینی و نه آنی

دوزخ چو برابر تو باشد

تو مهتر مهتری مر او را

او کهتر کهتر تو باشد

گر آتش تو ورا بسوزد

والله که فراخور تو باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مقام و جایگاه انسان و ارتباط او با عذاب و جهنم می‌پردازد. شاعر به طور کنایه‌آمیز می‌گوید که انسان، به ویژه کسی که از نظر روحی و معنوی در سطح بالایی قرار دارد، می‌تواند بر تمام سختی‌ها و عذاب‌ها غلبه کند. او دوزخ و عذاب را به نوعی تحت کنترل انسان می‌داند و بیان می‌کند که اگر دوزخ و عذاب بر انسان نازل شوند، در واقع به خاطر مقام والای اوست که این عذاب بی‌اهمیت می‌شود. شاعر در نهایت به این نتیجه می‌رسد که انسان می‌تواند بر جهنم و عذاب آن فائق آید و در واقع دوزخ در برابر او هیچ است.