شمارهٔ ۲۸ - مدیح مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای بزرگی که سوی درگه تو
ره بزرگان به دیدگان سپرند
فخر جویند و بنده تو شوند
جان فروشند و مدحت تو خرند
مرکبان تو میزبانانند
لاغران مرا بدانچه خرند
راه بی لاغران من نروند
کاه بی لاغران من نخورند
مرکبان تو را همی شنوم
که به جای دو جای من نگرند
لاغران مرا چه فرمانی
کز الیکو کدام جای برند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به ستایش و بزرگی یک معشوق یا خداوند اشاره دارند. شاعر به عظمت آن بزرگوار و تأثیر او بر بزرگان اشاره میکند و میگوید که کسانی که در جستوجوی فخر هستند، به بندگی او میرسند و جان خود را برای مدح او میفروشند. او همچنین به مرکبان و میزبانی آنها اشاره میکند و بیان میکند که افراد لاغر (نیازمندان) نباید از راه او دور شوند. در کل، شعر به جایگاه برجسته و معنوی آن بزرگوار و تأثیر او بر بندگانش میپردازد.