نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱ - چیستان مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

لعبتانی که زی تو می آیند

کهربا چشم و زمردین یابند

بر کف سیم جام زر دارند

مجلس خرم تو را شایند

یک گره بر بساط طلعت تو

چشم ها باز کرده می آیند

یک گره گفته اند تا رویت

بنبینند چشم نگشایند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت مجلسی اشاره می‌کند که به خاطر وجود معشوق برگزار شده است. افرادی با چشمانی زیبا و درخشنده به مجلس می‌آیند و با خود ظرافت‌ها و زیبایی‌های خاصی همراه دارند. با وجود این که آن‌ها به این مجلس آمده‌اند، تنها با یک نگاه به چهره معشوق متوجه جاذبه او می‌شوند و جرات نمی‌کنند چشمان خود را باز کنند.