شمارهٔ ۳۴ - مدح صاحب دیوان مولتان مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خواجه عمید صاحب دیوان مولتان
فرزانه ایست کافی و آزاده ایست راد
در عالم عطیت معطی چو او نبود
وز مادر کفایت کافی چو او نزاد
چون ابر بر بساط سخا راد کف نشست
چون کوه در مصاف هنر پر دل ایستاد
راهی که او سپرد به همت نکو سپرد
رسمی که او نهاد به حشمت نکو نهاد
هرگز به هیچ مکرمت از خود عجب نکرد
روزی به هیچ تربیت از ره نیوفتاد
نه چون تنگ دلان بفزایش نمود فخر
نه چون سبکسران به ستایش گرفت باد
تا شد گشاده ما را یک در به صحبتش
بر ما ز شادمانی صد در فزون گشاد
چونین که در فراقش بودیم بس غمین
والله که از وصالش هستیم سخت شاد
پیوسته شاد باد که شادیم ازو همه
زو خرمیم سخت که در خرمی زیاد
هست او چنانکه باید و چون او ز خلق نیست
بادا چنانکه خواهدو بدخواه او مباد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، خواجه عمید صاحب دیوان مولتان به عنوان یک شخصیت فرزانه و آزاده توصیف شده است. او در عالم بخشش و سخاوت، بینظیر است و از مادری بزرگ به دنیا آمده که به او کفایت و استعداد مادر زادی داده است. شاعر به ویژگیهای مثبت او چون سخاوت، هنر و تواضع اشاره میکند و بیان میکند که او هرگز به خودبزرگبینی مبتلا نشده و در فخر و مباهات، همچون تنگدلان عمل نکرده است. همچنین، ابراز شادی و خرسندی در ارتباط با او و در فراقش نشاندهنده تقدیر و ارزشی است که برای وجود او قائل هستند. در انتها، او را ویژگیای منحصر به فرد توصیف کرده و آرزوی خوشبختی برایش دارد.