شمارهٔ ۵۵ - مدیح مسعود مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای شاه سال و ماه تو بر تو خجسته باد
دولت میان به خدمت بخت تو بسته باد
مسعود پادشاهی و چون نام تو مدام
همزانوی تو با تو سعادت نشسته باد
هر شاه کو به فرمان با تو درست نیست
مغزش ز زخم گرز تو در هم شکسته باد
وآن دل که بر خلاف تو اندیشه ای کند
در تن به زخم ناوک دلدوز خسته باد
پیوسته باد جان تو با هر چه خرمی است
وآنکو چنین نخواهد جانش گسسته باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تهنیت و آرزوی خوشبختی برای شاه میپردازد. شاعر برای شاه سال و ماهی خوش و دولت و بخت خوبی آرزو میکند. او از مسعود به عنوان پادشاهی یاد میکند که نامش همیشه به نیکی آورده میشود و سعادت در کنار او قرار دارد. شاعر همچنین به تهدید کسانی اشاره میکند که به فرمان او وفادار نیستند و برای دلهایی که بر خلاف او اندیشه میکنند آرزوی درد و رنج میکند. در پایان، شاعر برای جان شاه آرزوی تندرستی و خرمی دارد و کسانی که چنین آرزویی ندارند، را نفرین میکند.