نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲ - مدح خواجه بوسعد مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خواجه بوسعد عمدة الملکی

همچنین سالها بمانی دیر

عقل را دانش تو گیرد دست

آز را بخشش تو دارد سیر

عدل را ظلم خواست کرد تباه

در جهان خواست کشت فتنه دلیر

حشمت تو دو رویه کرد مصاف

هیبت تو دو دسته زد شمشیر

باز بأس تو یافت کوهه پیل

چشم زخم تو یافت پنجه شیر

این به پستی بایستاد ز کار

وآن ز بالا در اوفتاد به زیر

آفت یأس رفت بر من دست

انده خواست گشت بر من چیر

خورد بشکستیم کنون شاید

که کنی این شکسته را کفشیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از خواجه بوسعد عمدة الملکی به توصیف ویژگی‌های یک شخصیت برجسته و تأثیرگذار می‌پردازد. شاعر به برتری عقل و دانش اشاره می‌کند که از دست بخشش و کرامت سرچشمه می‌گیرد. او بر این نکته تاکید دارد که ظلم و فساد در دنیا باعث بر هم زدن عدالت می‌شود و شخصیت مورد نظر به عنوان کسی که هویت و هیبت دارد، در میدان نبرد نشان‌ دهنده قدرت و شجاعت است. شاعر به پیروزی‌ها و چالش‌هایی که این فرد تجربه کرده، اشاره می‌کند و به امید بهبود و جبران شکست‌ها در آینده اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر آرزومند است که این شخصیت بتواند از مشکلات عبور کرده و دوباره به قدرت و پیروزی برسد.