شمارهٔ ۱ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
به چشم مست، ز هستی ربوده ای ما را
ز یک نگاه، به عالم نموده ای ما را
ز ره برد غرض آلوده حرف غیر،ترا
هزار بار اگر آزموده ای ما را
چه شد که بر سر بالین ما نمی آیی؟
به حال مرگ همانا شنوده ای ما را
ز بس که خوش حرکاتی ز التفات رقیب
به دل هزار محبت فزوده ای ما را
ز فکر حال تو میلی همیشه دلتنگیم
مگر دمی که به خاطر نبوده ای ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و جذبه شخص محبوب اشاره میکند که با نگاهی مست و رضایتبخش، او و دیگران را از وجود خود غافل کرده است. او اشاره میکند که حتی با وجود آزمونهای مختلف، این محبوب همچنان در دلها جا دارد. احساس دلتنگی و انتظار برای ملاقات محبوب در ابیات مشهود است و شاعر از دوری او در حال مرگ و لبریز از محبت صحبت میکند. در نهایت، او از بیخبری و غیبت محبوب به شدت دلتنگ و نگران است.