شمارهٔ ۱۰۴ میلی
میلی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر چنین خون دل از دیده دمادم گذرد
دیده برهم خورد و کار دل از هم گذرد
کاش بسمل شدهام بر سر ره بگذارند
شاید امروز مرا بیند و خرم گذرد
ای دل آغاز کن افسانه ایّام وصال
تا به مشغولی این قصّه، شب غم گذرد
اهل ماتم غم مرگم نخورند، ار سخنی
از جفاهای تو در حلقه ماتم گذرد
چون کنم شرح سخنهای وفا آمیزت
آرزوهای عجب در دل همدم گذرد
میتراود غم هجران ز دلم روز وصال
همچو خونابه زخمی که ز مرهم گذرد
آن زمان دعوی عشق تو رسد میلی را
که به یک گام تواند ز دو عالم گذرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عمق دردهای عاشقانه و غم جدایی اشاره میکند. او از جاری شدن اشکها و تأثیرات عاطفی ناشی از عشق و فراق میگوید. آرزو دارد که در این مسیر عشق، به سرنوشتی خوش دچار شود و محبوبش او را ببیند. در ادامه، شاعر به یادآوری معانی عشق و وفا میپردازد و به غم ناشی از جدایی اشاره میکند. این غم همچون زخمی است که هرگز التیام نمییابد. در نهایت، او اشاره میکند که عشق واقعی میتواند همه موانع را از میان بردارد و او را به دنیایی جدید برساند.