شمارهٔ ۱۰۶ میلی
میلی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بس که در خاطر قرار بیوفایی میدهد
آشناییهای او یاد از جدایی میدهد
چین ابرویش سر بیگانگی دارد، ولی
خنده پنهان نوید آشنایی میدهد
چون کنم اظهار خوشنودی؟ که بر آزار دل
گفتوگوی گریه آلودم گوایی میدهد
هستی مستان فدای ساقیی کز یک نگاه
زاهدان را انفعال از پارسایی میدهد
در کند زلف او میلی هلاک خود مخواه
کز چنین بندی، اجل هم کی رهایی میدهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی احساسات عاشقانه و درد جدایی میپردازد. شاعر به بیوفایی و آشناییهایی که یادآور جدایی هستند اشاره میکند. ابروهای معشوق نشاندهنده بیگانگی و دوری است، اما در عین حال لبخند او نشانهای از امید به آشتی و نزدیکی میدهد. شاعر از احساسات متناقض خود سخن میگوید؛ از یک سو شادی و خوشنودی و از سوی دیگر آزار دل را توأمان احساس میکند. عشاق و زاهدان نیز تحت تأثیر نگاه معشوق مسحور و ناتوان میشوند. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که از پیآمدهای عشق خطرناک غافل نباشد، چرا که ممکن است هیچگاه از آن رهایی نیابد.