نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۸ میلی

میلی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

لبت در خنده با من، وز نگاهت جنگ می‌بارد

ندانم در چه فکری، خون ازین نیرنگ می‌بارد

من دیوانه با یادش چنان حیرانیی دارم

که آگه نیستم هرچند بر من سنگ می‌بارد

خیال آن لب و رخساره‌ام در دیده می‌گردد

که گه باران اشکم شور و گه گلرنگ می‌بارد

شود تا بسته را شکوه بی طاقتان، او را

ز مژگان زهر می‌ریزد، ز ابرو جنگ می‌بارد

به صحرای بلا میلی من آن ابر رسوایی

که بر اهل وفا لاف عشقم ننگ می‌بارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و احساس درد ناشی از آن است. شاعر از زیبایی لبخند معشوق و تاثیری که نگاه او بر دلش دارد صحبت می‌کند. او به ازدحام احساسات و بی‌تابی خود اشاره می‌کند و می‌گوید که وجود معشوقش همیشه در فکرش است. شاعر از بارش اشک‌ها و احساس ننگی که گاهی در عشقش می‌کشد، سخن می‌گوید و به انتظاری که در دل دارد پرداخته و از زندگی در گوشه‌ای از ناامیدی و عشق شورانگیز می‌نویسد.