شمارهٔ ۱۰۹ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نا کرده کار دلبر من دل به کین نهاد
لطفی نکرده طرح جفا بر زمین نهاد
چون بنگرم درو؟ که چو اندیشه کردمش
صد عقده پیش فکر ز چین جبین نهاد
کو آنکه تا غبار غم از دل بشویدم
پیش آید و به چشم ترم آستین نهاد
حسن تو پیش پای هوس، چوب دورباش
با دستیاری نگه شرمگین نهاد
میلی، ز عشق دوست کجا یافت لذّتی
هر کس مدار کار به دنیا و دین نهاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی عشق و دلباختگی است. شاعر از درد و رنجی که از معشوق خود میکشد سخن میگوید. او احساس خفگی و غم کرده و در تلاش است تا این احساسات منفی را از خود دور کند. در عین حال، به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره میکند و ابراز میکند که عشق واقعی و لذت آن فراتر از دنیای مادی و مسائل دینی است. شاعر از جفایی که به او شده و غم دلش ناراحت است و به دنبال تسلی و آرامش از سوی معشوقش میباشد.