نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۵ میلی

میلی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

هر دشمنیی که بخت بد کرد

عشق تو هم آمد و مدد کرد

دیوانگی دلم یقین شد

زان روز که دعوی خرد کرد

بدخواه، متاع دوستی را

سرمایهٔ کینه وحسد کرد

آخر بخرید بنده‌ای را

کاوّل به هزار عیب، رد کرد

ای مرگ برو که غمزهٔ او

تا آمدن تو، کار خود کرد

در خواب ندیده بود میلی

آسودگیی که در لحد کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از دوست داشتن می‌پردازد. فردی که در عشق به معشوق دچار دیوانگی شده، به خاطر احساساتش دچار مشکلات و دشمنی‌هایی می‌شود. او از کینه و حسد بدخواهان گله می‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که عشقش به مرگ نیز غلبه می‌کند و حتی در روزهای سخت، همچنان آرامش را در دل می‌یابد. به‌عبارت دیگر، عشق او باعث می‌شود تا بتواند با غم و مصائب زندگی مقابله کند.