نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۷ میلی

میلی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو همرهی به من آن سرو خوشخرام کند

ز بیم طعنه، به هرکس رسد سلام کند!

خیال وصل تو در خاطر است خلقی را

کسی ملاحظه خاطر کدام کند؟

ز دیدن تو دلم یافت لذّتی که فلک

نعوذباللّه اگر فکر انتقام کند؟

رسانده مردن دل به آنکه گر خواهد

به یک نگاه دگر، کار خود تمام کند

نه آشنا و نه بیگانه‌ای، نمی‌دانم

که اختلاط چنین را کسی به نام کند

به آن رسیده که میلی ز تلخکامی هجر

می وصال تو بر خویشتن حرام کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که با وجود احساس شادابی و خوشحالی ناشی از حضور او، نگرانی از طعنه و حرف‌های دیگران مانع از بیان احساساتش می‌شود. او همچنین بیان می‌کند که خیالی از وصال معشوق در ذهن بسیاری وجود دارد، اما کسی به این فکر نمی‌کند که احساسات دیگران را چطور تحت تأثیر قرار می‌دهد. عشق و دیدن معشوق برای شاعر لذتی دارد که حتی فکر انتقام را از دلش می‌برد. او می‌گوید که هیچ آشنا و بیگانه‌ای نمی‌تواند این شدت احساس و ترکیب عشق و هجران را توصیف کند. در نهایت، شاعر به تلخی هجر اشاره می‌کند که وصال معشوق را بر خود حرام می‌کند.