نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۶ میلی

میلی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

آن نیست که دل به جا نشیند

تا سر ننهد ز پا نشیند

رویی که ظهور حسن خواهد

در منظر چشم ما نشیند

تیر تو نشسته در دل تنگ

جان گر برود، کجا نشیند

صد خانه شکافد و چو غنچه

در پرده به صد حیا نشیند

چون دیده پرد به بال شادی

دل منتظر بلا نشیند

گفتیم ترا دعا و رفتیم

تا غیر به مدعا نشیند

تا بار دگر کند جدایی

آید که دمی به ما نشیند

تو درد دلی تمام، میلی

کس با چو تویی چرا نشیند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی احساسات عمیق و پیچیده‌ی عشق و درد جدایی است. شاعر به این موضوع می‌پردازد که دل هرگز آرام نمی‌گیرد و همواره در انتظار محبوب است. او به زیبایی‌های محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید هرچند دل درگیر درد و تنگی است، اما همچنان امیدوار است که لحظه‌ای محبوب در کنار او باشد. همچنین، شاعر با تصاویر زیبا و استعارات، تنهایی و غم فقدان را بیان می‌کند و این که هیچ کس نمی‌تواند جای محبوب را در دل او بگیرد. در نهایت، شاعر از درد جدایی می‌گوید و این که با وجود این درد، هنوز هم عشق و یاد محبوب در دل باقی است.