شمارهٔ ۱۲۷ میلی
میلی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بس که در دل کار، پیکان خدنگ یار کرد
نالهای کز دل برآوردم، به دلها کار کرد
تا نباشم فارغالبال از دل پرکینهاش
از من آزاری که در دل داشت یار، اظهار کرد
از دل پر آرزویم شرمساریها کشید
از تو هر حسرت که جا در خاطر افگار کرد
جان فدای سادهلوحیها، که بعد از صد خلاف
خوشدلم باز از فریب وعده دیدار کرد
تا بسوزم بهر عمری کان به ناکامی گذشت
بعد ایامی رسید و گرمی بسیار کرد
با وجود آنکه میلی در کمال عجز بود
آمد آن بیرحم و جانبداری اغیار کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساست خود نسبت به عشق و درد و رنج ناشی از آن سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که عشقش به یار، در دلش نالهای تولید کرده و این ناله به دلهای دیگر نیز رسیده است. شاعر به احساس کینه و حسرتهایی که به خاطر یار در دل دارد، اشاره کرده و از سختیها و آزردگیهایی که به خاطر این عشق متحمل شده، صحبت میکند. او با وجود همهی خیانتها و سختیها، باز هم خوشنود بوده و از وعدههایی که شنیده، امیدواری دارد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که با وجود تمام ناکامیها، همچنان درگیر احساسات خود و خواستههایش از یار است.